تبلیغات
مدیریت کلوب در دادگاه اتهام...

وبلاگ اصلی من ...

سلام عزیزان، شما می تونین مطالب جدیدم رو در وبلاگ اصلیم مطالعه کنین

 

هرمس

www.hermes.blogfa.com

 

 

 

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 5 دی 1389    | توسط: محمد جواد    |    | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

بابایی، جیگــر، کجــای آدمــه؟


همه سر میز شام نشسته بودیم و مثل انسانهای اولیه غذا کوفت می کردیم که یک سوالی که از صبح ذهنم را مشغول کرده بود را تصمیم گرفتم از پدرم بپرسم.
- بابایی، چیگر، کجای آدمه؟
پدرم نگاه تندی به من انداخت و تا لقمه اش را کامل قورت نداده بود چیزی نگفت، وقتی قلمبه ی گردنش بالا و پایین رفت، اخم کرد، هر موقع می خواست حرفی بزند قبلش اخم می کرد، تا به حال حرفی را بدون اخم نزده بود، تا بالاخره پهلویش را نشان داد:
- اینجا !
کمی آب خوردم تا دهانم برای حرف زدن خالی شود و بعد ادامه دادم:
- پس چرا امروز اون پسره به مهتاب گفت جیگرتو بخورم، اما بعد لپشو خورد؟

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 31 خرداد 1389    | توسط: محمد جواد    |    | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

مدیریت کلوب در دادگاه اتهام...

قاضی: لطفاً سکوت، دادگاه رسمی است.

شاکی: داشتم می گفتم آقای قاضی، من از ایشون شکایت دارم. و ازتون می خوام که اعدامشون کنین.

محمدجواد شکوری: فضل اللهی، تو رو می گه.

فضل اللهی: به من چه؟ مگه سایت مال منه؟

قاضی: دقیقاً از چه کسی شکایت دارید؟

شاکی:از آقای شکوری مقدم!

محمدجواد شکوری: محمد مهدی، فک کنم با تو بود!

محمدمهدی شکوری: من چیکاره ام؟ تو منو به زور آوردی توی کلوب.

محمدجواد شکوری: خیلی نامردی، بذار بریم خونه نشونت می دم.

قاضی: ساکت، دعواهاتونو بذارین واسه بعد از دادگاه.

شاکی:آقای قاضی، من نه تنها از مدیر، بلکه از همه تیم مدیریت شکایت دارم.

فضل اللهی (با گریه) : آقای قاضی، من نقشی توی این ماجرا ندارم، همش تقصیر محمدجواده، اینه که ما رو اغفال کرده.

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 26 اردیبهشت 1389    | توسط: محمد جواد    |    | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^