قاضی: لطفاً سکوت، دادگاه رسمی است.

شاکی: داشتم می گفتم آقای قاضی، من از ایشون شکایت دارم. و ازتون می خوام که اعدامشون کنین.

محمدجواد شکوری: فضل اللهی، تو رو می گه.

فضل اللهی: به من چه؟ مگه سایت مال منه؟

قاضی: دقیقاً از چه کسی شکایت دارید؟

شاکی:از آقای شکوری مقدم!

محمدجواد شکوری: محمد مهدی، فک کنم با تو بود!

محمدمهدی شکوری: من چیکاره ام؟ تو منو به زور آوردی توی کلوب.

محمدجواد شکوری: خیلی نامردی، بذار بریم خونه نشونت می دم.

قاضی: ساکت، دعواهاتونو بذارین واسه بعد از دادگاه.

شاکی:آقای قاضی، من نه تنها از مدیر، بلکه از همه تیم مدیریت شکایت دارم.

فضل اللهی (با گریه) : آقای قاضی، من نقشی توی این ماجرا ندارم، همش تقصیر محمدجواده، اینه که ما رو اغفال کرده.

محمدمهدی شکوری: فضل اللهی درست می گه، هر چی هس زیر سر برادرم محمدجواده، ما بی گناهیم.

قاضی: ساکت، شاکی ادامه بده!

شاکی: آقای محمدجواد شکوری مقدم، درسته که من بیام و روی دیوارای خونه شما، روی یخچال، تلویزیون و بقیه وسایلاتون تبلیغات ایرانسل و آگهی های بازرگانی بزنم؟ چه حسی پیدا می کنین؟

درسته سایت کلوب مال شماست و اختیارشو دارین، اما  قرار نبود رابطه دوستانه اعضا و مدیر هر روز بیشتر به مسائل مالی ختم بشه. شما همه ظاهر شخصی کلوبمون رو تبدیل کردین به اتاقک تبلیغاتی، این درسته؟

ما که دو، سه ساله که داریم فعالیت می کنیم نتونستیم عادت کنیم، وای به حال اونی که تازه عضو می شه و توی صفحه شخصیش با اون همه تبلیغات روبرو می شه، فکر نمی کنین فرار کنه؟

شما دارین با نصب تبلیغات بیشتر روی صفحات شخصی، لذت فعالیت رو ازمون می گیرین. آقای قاضی اعدامشون کنین، اونم با گیوتین...

وکیل کلوب: اعتراض دارم آقای قاضی، مدیر کلوب حق داره تبلیغ داشته باشه، چرا شاکی از اقدامات مفید مدیر کلوب هیچی نمی گه؟

اینکه هیچ ساتی مثل کلوب جامع نیست و این همه امکانات رو یکجا نداره، نظیر کلوبهای هنری، علمی، تفریحی و ... رو کجا می تونین پیدا کنین؟

بازیهای جدید و متنوع، حساب اعتبار کوروبی، خرید اینترنتی، ایجاد نیازمندیهای رایگان، پرسش و پاسخ، امکان چت و اتاق کنفرانس با سرعت بالا، تغییر پوسته و یه عالمه امکانات جذاب و مفید. اصلا کدوم سایت رو می شناسی که بتونی به اعضای آنلاینش دسترسی داشته باشی؟ چرا اینا رو نمی گی؟

شاکی: همه حرفات درسته، اینکه شاکی هستم به خاطر اینه که این سایت برام اهمیت داره، چون دوست ندارم سایت دلخواهمون از دست بره. همه چیز رو که نمی شه با تبلیغات و پول و ... سنجید.

من با تبلیغات مشکلی ندارم، اطراف همه صفحات که پر از تبلیغاته، اما این درست نیست وقتی صفحه شخصیتو باز می کنی، با چندتا تبلیغات گنده مواجه بشی که قشنگی صفحه رو گرفته. اصلا همه کلوبا رو صفحات پر از تبلیغات باشه و یه سری اتاقکای مخصوص واسه تبلیغات ایجاد کنه اما تبلیغات صفحه و حریم شخصیمونو کمتر کنه تا دلمون نگیره.

وکیل کلوب: حق با شاکیه، اقای قاضی اعدامشون کنین.

محمدجواد شکوری: چی داری می گی وکیل؟ تو کلی کوروب گرفتی که از من دفاع کنی.

وکیل کلوب: شرمنده محمدجواد جان، جرمت خیلی سنگینه، شاکی راس می گه. کوروباتم بهت برمی گردونم.

قاضی: دستور نهایی رو اعلام می کنم، (تمامی اعضای تیم مدیریت، اعدام خواهند شد، حکم، قطعی و غیر قابل تغییر می باشد..

محمدجواد شکوری: شاکی جان، تو رو خدا شکایتتو پس بگیر، کلوب رو به نامت می کنم قربونت برم.

شاکی: شرمنده، من نماینده اعضای کلوبم، ما خواستار لیبرالیسم هستیم، مالکیت و اقتصاد کلوب باید دست همه اعضا باشه.

محمدجواد شکوری: چی برالیسم؟ عزیزم تو شکایتت رو پس بگیر، امپریالیسم و سوسیالیسم و هر کوفت و زهر ماریسم رو اجرا می کنم.

شاکی: قول می دی تبلیغات رو کمتر کنی؟

محمدجواد شکوری: اره به خدا، قول می دم.

شاکی: آقای قاضی من به عنوان نماینده اعضای کلوب، شکایتمو پس می گیرم.

ما ، ضی:  داری چی می گی ذلیل مرده؟

شاکی: بله؟ گفتم شکایتمو پس می گیرم.

ماما ، ضی:  بلند شو ببینم گور به گور شده.

شاکی: من متوجه نمی شم چی دارین می گین!

مامان ، ضی: بهت می گم بلند شو، لنگ ظهره.

شاکی: مامان تو اینجا چیکار می کنی؟ قاضی کو؟ تیم مدیریت کلوب کو؟

مامان قاضی کیه؟ کلوب چیه؟ پاشو ببینم، مرده شور تو و کلوبو ببرن که برات خواب و خوراک نذاشته.

شاکی: مامان جان وسط دادگاه ضد حال زدی ها!

مامان خدا بگم این سازنده کلوبو ...(سانســـــور) ... . که جوونای مردمو بدبخت کرده.

شاکی: چی می گی مامان؟ کلی چیزا مفید داره،  تو درک نمی کنی، اطلاعات آدمو می بره بالا.

مامان مثل اینکه تو آدم بشو نیستی، بذار اون شیلنگ رو بیارم یه اطلاعاتی نشونت بدم، اونورش ناپیدا باشه.

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 26 اردیبهشت 1389    | توسط: محمد جواد    |    | نظرات()